ابو القاسم پاينده
855
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
استأجرت أجيرا بفرق أرزّ فلما قضى عمله قال أعطني حقّي فعرضت عليه فرغب عنه فلم أزل أزرعه حتّى جمعت منه بقرا ورعاتها فجاءني فقال اتّق اللَّه فقلت اذهب إلى تلك البقرة ورعاتها فخذّ فقال اتّق اللَّه ولا تستهزئ بي فقلت إنّي لا أستهزئ بك فخذ فأخذه فإن كنت تعلم إنّي فعلت ذلك ابتغاء وجهك فافرج ما بقي ففرّج اللَّه فخرجوا يمشون « 16 » . من مزدورى بيك كيل شلتوك گرفتم وچون كار خويش انجام داد گفت حق مرا بده ، خواستم بدهم برفت وشلتوك را بكاشتم تا از آن گله گاوى با چوپانان آن فرآهم كردم ، پس أو بيامد وگفت از خدا بترس ، گفتم برو اين گله گاو را با چوپانان آن بگير گفت از خدا بترس ومرا مسخره مكن ، گفتم من مسخره نميكنم بگير ، پس بگرفت . اگر ميدانى كه اين كار برضاي تو كردهام بقيه روزن بگشاى ، خدا گشود وبيرون شدند وبرفتند .
--> ( 16 ) فسائى